کیمیا اسدی

خانواده,سرگرمی,ازدواج

کیمیا اسدی

خانواده,سرگرمی,ازدواج

خانواده,سرگرمی,ازدواج

  • ۰
  • ۰

 

فرزندان به هر دلیلی مثل ازدواج، تحصیل یا جستجوی استقلال ممکن است خانه را ترک کنند و زندگی خود را مستقل از والدین شکل بدهند در این شرایط خانواده ها ممکن است درگیر سندرم آشیانه خالی شوند

در این برهه والدین دچار غم و اندوه می شود. هرچند ممکن است که والدین، فرزندان خود را برای بزرگسالی ترغیب کنند، اما قدم نهادن فرزندان در راه بزرگسالی برای والدین دردناک است.

سندرم آشیانه خالی

سندرم آشیانه خالی یا (Empty nest syndrome) به احساسی از تنهایی اطلاق می شود که با ترک خانه توسط فرزندان در والدین اتفاق می افتاد.

والدینی که به گذراندن وقت با فرزندان عادت کرده اند حال تعامل کمتری با آن ها داشته و زمان کم تری آن ها را می‌بینند.

توجه داشته باشید که این مشکل بالینی نیست و از آنجایی که جدا شدن جوان از خانواده خود یک اتفاق طبیعی و سالم است، سندرم لانه خالی اغلب شناخته نمی شود.

زمانی که پدرو مادر کاری ندارند معمولا با فرزندان رابطه برقرار می کنند، بنابراین وقتی فرزندان خانه را ترک می کنند آن ها دچار غم و اندوهی می شوند و به طور معمول اندوه مادران بیشتر از پدران است.

برخی از والدین نیز بیش تر از دیگران این اختلال را تجربه می کنند، این والدین نشانه های زیر را دارند:

  • تجربه های شیر گرفتن نوزادان از پستان، یا فرستادن آن ها به مدرسه، برای والدین دردناک بوده است.
  • از تغییرات استقبال نمی کنند.
  • والدینی که به توانایی های فرزندان خود اطمینان ندارند.
  • والدینی که کاری خارج از خانه برای انجام دادن ندارند.
  • والدینی که به نقش های خود به عنوان پدر و مادر به عنوان یک هویت نگاه می کنند.

نشانه های سندروم آشیانه خالی

همه والدین مستعد ابتلا به سندرم لانه خالی هستند البته این سندرم به عنوان اختلال شناخته نمی شود بلکه به دلیل شرایط و اثرات آزار دهنده نیاز به اقداماتی برای مقابله و کاهش دارد. 

احساس ناراحتی والدینی که فرزندشان از آن ها دور است امری طبیعی است. ارتباط و صمیمیتی که بین والدین و فرزندان بوده است حالا کمتر شده و فرد احساس تنهایی می کند . افراد ممکن است دچار پریشانی شوند و به این نتیجه برسند که زندگی معنای خود را از دست داده است.

والدین تمام وقت (مادران یا پدران خانه نشین) در برابر سندرم آشیانه خالی آسیب پذیرتر می باشند. بزرگسالانی که با سایر وقایع استرس زای زندگی مانند مرگ همسر یا بازنشستگی نیز روبرو هستند نیز به احتمال زیاد این سندرم را تجربه می کنند.

علائم سندرم آشیانه خالی شامل افسردگی، احساس از دست دادن هدف، طرد شدگی، نگرانی، استرس و اضطراب می باشد.

این سندرم را می توان در فیلم ها و کتاب های زیادی مشاهده کرد.

سندرم آشیانه خالی چیست و چه علائمی دارد؟

نشانه های این اختلال در ادامه ذکر شده است:

  • افسردگی از نشانه های دوری از فرزندان

گریه های شدید و طولانی و کاهش انگیزه در جنبه های مختلف زندگی افراد مشاهده می شود این افراد در زمینه های مختلف شغلی و غیره دچار مشکل می شوند.

معمولا این افسردگی کوتاه مدت می باشد اما در صورت نیاز فرد باید از افسردگی کمک بگیرد.

  • از دست دادن هدف از نشانه های سندرم آشیانه خالی

والدین معمولا همیشه درگیر فعالیت های فرزند خود هستند و وقتی برای اهداف و برنامه های خود ندارند، بنابراین پس از این که دیگر مسئول کارهای فرزند خود نیستند احساس پوچی پیدا می کنند. 

البته معمولا والدین با گذشت زمان فعالیت ها و اهدافی برای خود مشخص می کنند. والدین باید پیش از این خود را برای این کار آماده کنند و اهدافی را برای خود مشخص کنند.

  • ترس از طرد شدگی

ترس از طرد شدگی معمولا ریشه در وابستگی بیش از حد به فرزندان دارد، به طور مثال والدینی که تمام زندگی خود را صرف فرزند خود کرده اند و بجز او هیچ هدفی در زندگی خود نداشته اند، درگیر این احساسات می شوند.

برای درمان ترس از طردشدگی معمولا باید به روانشناس مراجعه کرد، در صورت درمان نشدن این مشکل والدین تمایل زیادی به دخالت در زندگی فرزندشان پیدا می کنند و نمی توانند استقلال فرزند خود را بپذیرند.

  • استرس و اضطراب در مورد فرزندان

اگر فرزند شما به دانشگاه در شهر دیگری رفته باشد، طبیعی است که نگران نحوه زندگی او باشید. چیزی که طبیعی نیست، احساس اضطراب مداوم در مورد سلامت و نحوه زندگی فرزندتان است.

از تماس تلفنی مدام با فرزندان خود خودداری کنید، دائم به فرزندتان یادآوری نکنید که چگونه کارهایش را انجام دهد. این یک فرصت برای کودک شماست تا مهارت هایی که به او آموخته اید را تمرین کنید. 

منبع : سندرم آشیانه خالی چیست و چه علائمی دارد؟

  • kiimiya asadi
  • ۰
  • ۰

 

استرس اصطلاحی می باشد که هنگامی که افراد دچار رنج و سختی می شود، از آن استفاده می کنند و بسیار رایج است. استرس شکل و درجه های مختلفی دارد که شامل ذهنی، جسمی و هیجانی می شود و به طور مثبت و یا منفی بر روی سلامتی اثر می گذارد.

استرس چیست؟

استرس بخشی جدا ناپذیری از زندگی می باشد و همه افراد کم و بیش آن را تجربه می کنند.

همه انسان ها دچار استرس می شوند و در بسیاری از موقعیت ها این استرس باعث می شود تا واکنش های صحیحی از خود نشان دهند به طوری که اگر استرس نباشد ممکن است جان شخص به خطر بیفتد.

انسان ها معمولا به خاطر احساس های خوشایند و هیجان های طبیعی  تنش و استرس را تجربه می کنند.

استرسی که به خاطر حس شادی می باشد استرس مهمی می باشد که سالم به حساب می آید اما نتیجه آن باید آرامش بخش باشد تا بتوانید از آن به عنوان یک استرس مثبت یاد کنیم.

استرس آرامش باید به گونه ای باشد که پس از رفع استرس بدن به سطح عملکرد طبیعی خودش برگردد، تنش زیادی به فرد وارد نشود و بیش از اندازه طول نکشد.

هنگامی که افراد دچار آشفتگی و نگرانی می شوند، استرس به سراغ آن ها می آید و بر رفتار و افکار آن ها تاثیر می گذارد، درمان استرس باعث کاهش استرس منفی می شود و به شما کمک می کند تا از استرس های مثبت لذت ببرید.

بر اساس فرهنگ ما، هر نوع استرسی ضرر دارد و زیان بار می باشد به طوری که وقتی فرد دچار استرس می شود، غذا خوردن او بسیار سریع می شود، نقل و انتقال او به سرعت انجام می شود و در بسیاری از موارد دیگر فشارهای زیادی بر روی او وارد می گردد.

امروزه ما به طور مداوم در حال استرس و اضطرار می باشیم و برای این که کارهای خود را به موقع به نتیجه برسانیم باید در کوتاه ترین زمان بیشترین کار را انجام دهیم و این موضوع استرس زیادی را به همراه دارد.

استرس به دو گونه در فرد به وجود می آید که گاهی اوقات ممکن است ضرر داشته باشد و گاهی اوقات فرد از آن در جهت مثبت استفاده می کند.

فرد ممکن است به خاطر شرایط محیطی و شغلی، شلوغی شهرها، آلودگی هوا، فشار کار و کار بیش از حد و غیره با استرس هایی در طول روز مواجه شود.

همچنین بعضی از افراد به خاطر رفتارهای رقابتی مانند دوندگی، رسیدن به هدف، موفقیت مالی و روحیه رقابتی دچار نگرانی و استرس می شوند.

با استرس خود چه کنیم ؟ اختلال استرس و اضطراب شدید

علایم و الگوهای رفتاری استرس چیست ؟

بر اساس نظر مشاوران نشانه های استرس و اضطراب در افراد به شکل های متفاوتی دیده می شود که در زیر نمونه هایی از آن را بیان می کنیم.

  • حرکت کردن، خوردن یا راه رفتن سریع و شتاب زده
  • عجله برای پایان دادن به جملات و عبارات
  • بی صبری برای پیش رفتن کارها و تمام کردن سریع کارها
  • تفکر و یا عملکرد چندتایی
  • احساس گناه از استراحت کردن یا هیچ کاری نکردن
  • فکر کردن به کار حتی در تعطیلات
  • برنامه ریزی برای کارهای بیشتر در زمان کمتر
  • گوش ندادن به حرف های دیگران به علت اشتغال ذهن
  • اعتقاد بر این که موفقیت یعنی به دست آوردن سریع چیزها
  • نگران بودن از انجام نشدن سریع کارها

افرادی که دچار استرس می شوند بیشتر انسان های برون گرا و پرخاشگری هستند که احساس شتاب زدگی و عجول بودن می کنند و دوست دارند سریع کار هایشان تمام شود، آن ها میل رقابتی دارند و احتمال دارد که خیلی زود نسبت به مسائل واکنش نشان داده و خشمگین شوند، رفتار این افراد بیش تر بر اساس انگیزه است.

با استرس چه کنیم ؟ | درمان استرس

به همان اندازه که علائم رایجی که در هنگام استرس به وجود می آید، اهمیت دارد. مشخص شدن منبع استرس نیز مهم می باشد، شناخت منبع استرس از اهمیت زیادی برخوردار است و با آگاهی لازم می توانیم استرس بیش از حد را درمان کنیم.

ما نمی توانیم برای همیشه تنها بمانیم، در لاک خود فرو برویم یا با همه قطع ارتباط کنیم.

ما روزانه با افراد بسیاری در ارتباط هستیم و این موضوع می تواند اعصاب ما را به هم بریزند و داد ما را در آورند اما به این نکته نیز توجه داشته باشید که باید از به وجود آمدن استرس به طور طولانی مدت نیز جلوگیری کنیم.

استرس طولانی مدت ممکن است برای ما مضر و آسیب رسان باشد. این استرس در منزل، مدرسه، محیط کار و حتی محل بازی ممکن است برای ما به وجود آید و سلامت روح و روان ما را تحت تاثیر قرار دهد و با خطر رو به رو سازد.

برای این که بتوانید استرسی که به شما وارد می شود را کم کنید باید در طول روز خودتان را تنظیم کنید، میان موقعیت هایی که قادر به تغییرشان هستید و موقعیت هایی که نخواهید توانست آن را تغییر دهید فرق بگذارید و به خودتان استرس وارد نکنید.

برای این کار شاید لازم باشد روش های گفت و گویی که با خودتان دارید را تغییر بدهید.

بر اساس نظر روانشناسان هر فرد باید در زندگی خود شاد باشد. بنابراین سعی کنید با خوش حالی و شادی زندگی کنید و به خودتان فرصت امتحان کردن فرصت های جدید و شاد بودن را بدهید تا بتوانید در زندگی به آرامش برسید، بسیاری از افراد فرصت شاد بودن و در آرامش بودن را از خودشان می گیرند.

منبع : با استرس خود چه کنیم؟ اختلال استرس و اضطراب شدید

  • kiimiya asadi
  • ۰
  • ۰

درمان و دلیل قهر طولانی

قهر طولانی از جمله رفتارهای مخربی است که در بسیاری از خانواده ها دیده می شود. افراد مختلف معمولا از این روش برای رسیدن به خواسته‌های خود استفاده می کنند. قهر می تواند علت های مختلفی داشته باشد اما به هر دلیلی که باشد پیامدهای نامناسبی را به همراه دارد.

روانشناسی قهر

قهر نوعی رفتار دفاعی برای آزار طرف مقابل یا ناراحت شدن و سرسنگین بودن با همسر یا افراد دیگر به هر نیتی است. البته این امر همیشه بد نیست شاید با قهر فرد نسبت به رفتار اشتباهش آگاه شود اما نباید در طولانی مدت از این روش استفاده کرد.

تفاوت قهر و لجبازی

قهر و لجبازی هر دو رفتاری متفاوت هستند و ریشه در خصوصیات اخلاقی فرد دارند. هردوی آن ها حاصل خشم افراد درونگرا کم جرات، منفعل، پرخاشگر، خجالتی و پرتوقع هستند، این افراد نمی توانند احساسات خود را بیان کنند و قهر برای آن ها نوعی اعتراض می باشد که از جانب کسی که دارای ویژگی‌های ذکر شده است ابراز می‌شود.

لجبازی به معنای پافشاری روی نظر و عقیده خود فرد است. این افراد با عقاید و افکار دیگران مخالفت می‌کنند و از موضع خود کوتاه نمی‌آیند.

چه کسانی بیشتر قهر می کنند؟

افرادی که بیشتر قهر می کنند انتقاد ناپذیر بوده، اعتمادبه نفس پایینی دارند و به دلیل ترس و اضطرابی که دارند نمی توانند از خود دفاع کنند در نتیجه به قهر رو می‌آورند.

این افراد برای جلوگیری از اضطراب و فرار، واکنش های کناره‌گیری را انتخاب می‌کنند.

همچنین کودکانی که والدینشان از قهر برای تنبیه استفاده می کنند در بزرگسالی هم در مواجهه با مشکلات از این واکنش استفاده می کنند.

دلایل قهر کردن

مهم ترین دلایل قهر عبارت است از:

  • والدین آن ها از قهر کردن به عنوان تنبیه استفاده کرده اند مثلاً والدین برای اینکه فرزندشان اشتباهی را تکرار نکند با او قهر می‌کنند.
  • برای جلب توجه، برخی از افرادی که در شرف ازدواج هستند قهر می کنند تا نامزدشان نسبت به آن ها بی توجه نشود.
  • آزار و اذیت یک نفر به قدری زیاد است که به فکر قطع ارتباط کامل می افتند.
  • گاهی در رابطه افراد نمی توانند به درستی منظور خود را بیان کنند، وهمین موضوع باعث دلخوری و خشم طرف مقابل و با یکدیگر قطع ارتباط می کنند.
  • اگر فردی عزت نفس پایین و آسیب‌دیده ای داشته باشد وقتی با نظر و عقیده او مخالفت شود.
  • باج گیری عاطفی، در واقع فرد برای رسیدن به خواسته هایش از این روش استفاده می کنند .
  • الگوبرداری فرزندان از والدین. وقتی والدین برای تنبیه فرزندشان از قهر استفاده می کنند.
  • ناتوانی در بیان مشکلات، وقتی افراد مهارت گفت و گو و حل مسئله را نمی دانند شناخت کافی نسبت به یکدیگر ندارند.

پیامد و معایب قهر بر روی روابط

گاهی قهر کردن می تواند حتی از کتک‌کاری هم بدتر باشد زیرا سکوت برای برخی از افراد بسیار زجرآور است و مسائلی که می تواند تنها با صحبت برطرف شود به کینه تبدیل می‌شود که به مرور زمان باعث سردی رابطه می‌شود، اگر قهرها ادامه دار باشد فرد به مرور از چشم همسرش می‌افتد و اگر این روش برای فرد عادی شود دیگر تلاشی برای بهبود رابطه نمی کند.

به یاد داشته باشید که قهر روش درستی برای برخورد با مشکلات نیست زیرا باعث می‌شود سوءتفاهم‌ها باقی بماند.

 
 

چگونه جلوی قهر را بگیریم؟

برای اینکه رابطه خود با همسرتان و یا افراد دیگر را حفظ کنید باید دست از این رفتار بردارید و به جای رفتارهای تخریب گر، رفتارهای مهرورزی را جایگزین کنید.

در طول روز ساعاتی را کنار هم بنشینید و با اعضای خانواده صحبت کنید، جلسات خانوادگی برگزار کنید و مشکلات را در جلسه مطرح کنید.

  1. سکوت

با قهر کسی تنبیه نمی‌شود بلکه کدورت‌ها بیشتر می‌شود، به جای قهر کردن سکوت کنید و البته پیش از سکوت به طرف توضیح دهید«که به خاطر شرایط پیش آمده ادامه بحث می تواند اوضاع را بدتر کند بنابراین ترجیح می‌دهم فعلاً سکوت کنم»

سپس محیط را ترک کنید و پس از فروکش شدن عصبانیت دوباره مشکلات خود را در آرامش حل کنید.

  1. پیش قدم شوید

اگر احساس می کنید که قهر شما یا همسرتان بیش از اندازه طولانی شده و به رابطه بین شما آسیب می زند، برای بهبود آن پیش قدم شوید و هرگز تصور نکنید که این کار باعث می شود که کوچک شوید.

در این شرایط بهتر است که همیشه یک نفر پیش قدم نشود زیرا به مرور احساس می کند که تنها کسی است که برای رابطه تلاش می کند.

  1. ناراحت نشوید

ممکن است همسر شما تیکه بی اندازد یا رفتار شما را مسخره کند اما سعی کنید که ناراحت نشوید، برخی از افراد هنگام عصبانیت نمی توانند رفتار خود را کنترل کنند و همسر شما نیز ممکن است یکی از این افراد باشد بنابراین در این هنگام به اخلاق های خوب همسر خود فکر کنید و به یاد داشته باشید که با عصبانیت شما فقط همه چیز بدتر می شود.

  1. لجبازی ممنوع

همیشه راه آشتی را باز بگذارید و در صورت لزوم معذرت خواهی کنید نگه داشتن یک رابطه وحل مسئله یک مهارت است.

رفتن به اتاق و بیرون نیامدن، قطع کردن تلفن و موارد دیگر همگی جزو لجبازی هایی هستند که شرایط را سخت تر می کنند.

 

  1. همسر خود را تشویق به حرف زدن کنید

از همسر خود بخواهید تا دلیل ناراحتی خود را برای شما توضیح دهد. مثلا ممکن است بگویند «وقتی امروز تلفن من را جواب ندادی بسیار ناراحت شدم.» پس از شنیدن حرف همسرتان حتما با او همدردی کنید و بگویید که اگر شما هم جای او بودید همچین احساسی پیدا می کردید و سپس به او قول دهید که سعی می کنید همیشه تماس های او را پاسخ دهید.

  1. مشاوره

برای بسیاری از افراد مشاوره آخرین راه محسوب می شود، اما اگر زوجین به موقع به مشاور مراجع کنند توانایی بسیار بیش تری در بهبود زندگی خود پیدا می کنند.

به یاد داشته باشید که کمک گرفتن از یک متخصص می تواند در بهبود و ادامه رابطه شما نقش مهمی داشته باشد.

  1. محرک ها را شناسایی کنید

اگر همسر شما ناراحت می شود که “فراموش کردید کودک خود را از مدرسه به خانه بیاورید” یا “فراموش کردید سالروز ازدواج خود را جشن بگیرید”، بهترین کار وارد کردن زمان کارها در تقویم گوشی است. به این شکل شما محرک های عصبانیت را شناسایی و از دعواهای آینده جلوگیری کرده اید.

منبع : درمان و دلیل قهر طولانی

  • kiimiya asadi
  • ۰
  • ۰

تعهدپذیری یکی از ارکان و پایه های اصلی ازدواج به شما می آید، بدون تعهد پذیری عشق، ازدواج و رابطه زناشویی معنای خود را از دست می دهد، بنابراین بهتر است که از حضور و میزان تعهد در زندگی خود مطمن شوید.

تعهدپذیری یا خیانت ؟

مردان متاهل اغلب نگران هستند که دوستان مجرد آن ها تفریحات بهتر و جذاب تری داشته باشند و اغلب به این که آن ها هیچ تعهد و مسئولیت پذیری خاصی ندارند غبطه می خورند. 

بعضی اوقات حتی نگران می شوند که از کلاه سرشان رفته باشد یا به اشتباه تن به ازدواج داده باشند!

متاسفانه آن ها فراموش می کنند که خودشان در دوران مجردی همچین موقعیتی هایی نداشته اند و این موضوعات تنها ساخته و پرداخته ذهن آن ها است. 

آن ها فراموش می کنند که چه شب هایی تنها بودند و برای شام مجبور به خوردن تن ماهی یا کنسرو می شدند و در مهمانی ها دختران به آن ها بی توجه و کم توجه بودند.

ظاهرا این مردان تعهدپذیری را مانند بند و زنجیر بر پای خود می بینند و مانند یک اسیر آرزوی رهایی می کنند.

این درحالی است که زنان معمولا این نگرانی ها را تجربه نمی کنند و همواره از وضعیت خود راضی هستند.

  1. همسر شما چگونه است؟
  2.  آیا به راستی پایبند و وفادار به شماست؟
  3. آیا برای بی اعتمادی به او دلیل دارید؟
  4. آیا او همواره در مورد کارهایی که انجام می دهد با شما صادق است؟
  5. شاید به تازگی با نامزد خود آشنا شده اید و خیلی او را نمیشناسید.

اگر دوست دارید تعهد او را محک بزنید از آزمون زیر استفاده کنید.

تست تعهد پذیری یا خیانت همسر آینده

کدام یک از گزینه های زیر توصیف مناسبی از همسرتان ارائه می دهد.

1.آیا همسر شما حسود است؟

الف)خیلی زیاد(نوع1)

ب)نه اصلا (نوع3)

ج)بعضی اوقات اما نه زیاد (نوع2)

2.آیا شما فرد حسودی هستید؟

الف) بله خیلی زیاد(نوع1)

ب) نه اصلا(نوع3)

ج)بعضی اوقات اما نه زیاد (نوع2)

3. به طور کلی نامزد شما در مورد تعهد، وفاداری و پایبندی جنسی چه نظری دارد؟

الف) برایش بسیار مهم است، اما احتمالا بتواند از برخی از بازیگوشی های کوچک بگذرد و آن را ببخشید ( نوع3)

ب) از نظر او پایبندی و وفاداری اساس هر رابطه و ازدواجی است و نمی توان آن را نادیده گرفت (نوع1)

ج) روابط قبلی او نشان می دهد که در این مورد خیلی جدی نیست (نوع2)

4.تعهد، پایبندی و وفاداری جنسی شما چه میزان است؟

الف) برایم بسیار مهم است، اما احتمالا بتوانم از برخی از بازیگوشی های کوچک بگذرم و آن را ببخشم ( نوع3)

ب) از نظر من پایبندی و وفاداری اساس هر رابطه و ازدواجی است و نمی توان آن را نادیده گرفت (نوع1)

ج) روابط قبلی من نشان می دهد که در این مورد خیلی جدی نیستم (نوع2)

5. آیا همسرتان تا به حال به شما دروغ گفته است؟

الف)نه، هرگز (نوع1)

ب)شاید چند بار و آن هم فقط دروغ مصلحتی گفته باشد، اما خودم به احتمال زیاد این کار را در مورد او کرده ام(نوع2)

ج)بیش از یک بار (نوع3)

6.همسرتان چگونه علاقه، محبت و عشقش را به شما نشان می دهد.

الف) مرتب می گوید که چقدر شما را دوست دارد(نوع1)

ب) هرگز این کار را نمی کند و اگر این کار را انجام دهد به گفتن دوستت دارم اکتفا می کند (نوع3)

ج)عشق خود را به شیوه کلامی ابراز نمی کند بلکه بیش تر با رفتارها و کارهای خود این حس را به من منتقل می کند.(نوع2)

7.آیا همسرتان رازهایی دارد که از شما پنهان کرده باشد؟

الف) تا آنجایی که می دانم نه و اغلب مسائل را به یکدیگر می گوییم. (نوع1)

ب)بله و من از این موضوع بسیار رنجیده خاطر شده ام. زیرا همیشه درباره همه مسائل با او صحبت کرده ام و تمام اسرار خود را برای او فاش کرده ام. (نوع3)

ج)بی شک او رازهایی دارد که برای من بازگو نکرده است و اگر این رازها کوچک و بی اهمیت باشد مرا رنج نمی دهد، خودم هم رازهایی دارم که به او نگفته ام. (نوع2)

8.آیا همسرتان دوست دارد که پیرامون روابط پیشین خود با شما گفت و گو کند؟

الف)بله، حتی بیش از آنچه من دوست داشته باشم یا از او خواسته باشم(نوع3)

ب)نه، هرگز. اگرچه دوست دارم مطالبی را در این مورد بشنوم. (نوع1)

ج)هیچکدام از ما در این رابطه صحبت نمی کنیم. (نوع2)

9.آیا همسرتان ممکن است کاری کند یا به جایی برود و به شما نگوید.

الف) نه همیشه می دانم که او کجاست، با چه کسی است و چه کار می کند. ( نوع1)

ب)بله، بارها و بارها این اتفاق رخ داده است و هنگامی که در این مورد جویا می شوم، ناراحت می شود. (نوع3)

ج) نیازی نیست بدانم کجا رفته و چیکار می کند زیرا من نیز همه مسائل را به او نمی گویم. (نوع2)

10. آیا تمام آشنایان و دوستان همسرتان را ( حتی جنس مخالف) را می شناسید؟

الف) تا آنجا که می دانم بله (نوع1)

ب)نه فقط برخی از آن ها را می شناسم. ( نوع3)

ج) نه همه اما بیش تر آن ها را می شناسم، او نیز درباره دوستان و آشنایان من وضعیت مشابهی دارد. (نوع2)

11. آیا همسرتان با دیدن ستاره های سینمایی یا افراد معروف و شناخته شده بیش از حد هیجان زده می شود، و بیش از حالت معمولی به آن ها علاقه دارد؟

الف) بله ، اما همیشه در این باره صادق است و هرگز از این موضوع یک راز نمی سازد. (نوع3)

ب)نه او هرگز چنین تفکراتی ندارد(نوع1)

ج)زیاد نه، البته خودم هم گاهی این کار را می کنم. (نوع2) 

12. آیا همسرتان بدون شما به تعطیلات و یا مسافرت می رود؟

الف) نه، ما معمولا دوست داریم با هم به همه جا برویم و در سفر و تعطیلات نیز باهم باشیم. (نوع1)

ب)بله، مسافرت، تعطیلات مجردی و همراهی دوستان بسیار برای او مهم می باشد.(نوع3)

ج)هردو ما گاهی به تنهایی به مسافرت می رویم، اگر مجبور باشیم و راه دیگری پیش رو ما نباشد هیچ یک از ما شکایتی از این موضوع نداریم. (نوع2)

13. آیا شما و همسرتان به دلایل گوناگون ممکن است در دو شهر مختلف زندگی کنید یا به دلیل سفر کاری زیاد از هم دور می مانید؟

الف)خیر (نوع1)

ب)بله اما هردو ما از آن لذت می بریم (نوع2)

ج) بله و این موضوع برای ما درد و رنج زیادی ایجاد می کند. (نوع3)

تعهدپذیری و تست خیانت همسر آینده

پاسخ تست تعهد و خیانت

چند بار نوع1 و چند مرتبه نوع 2و3 را انتخاب کرده اید؟ آن ها را بشمارید و برای هرکدام یک امتیاز در نظر بگیرید و سپس آن نوعی که بیش تر انتخاب شده است پاسخ شما خواهد بود. یعنی بیش تر نوع1یا 2 یا 3 را انتخاب کرده اید.

اگر نوع1 را بیش از دیگر موارد انتخاب کرده اید:

بی شک همسر شما بسیار متعهد، پایبند و وفادار می باشد، البته دقت کنید که تضمین صد در صدی وجود ندارد و ممکن است به دلیل عدم توجه به رابطه خود به شما خیانت شود و دقت کنید که توقع و چشم داشت او نیز از شما همین است که به او متعهد باشید، ممکن است برخی اوقات حسادت کند یا غیرتی شود ولی در بیش تر مواقع از حد و مرز خود تجاوز نمی کند.

منبع :  میزان تعهدپذیری در رابطه + تست خیانت سنجی

  • kiimiya asadi
  • ۰
  • ۰

تبعیض جنسیتی در سطح خانوادگی، فرهنگی و اجتماعی از سالیان پیش وجود داشته و گاهی شکل بسیار شدیدی به خود می گیرد. می توان نمونه هایی از این تبعیضات را در قوانین برخی کشورها یا برخورد برخی خانواده ها مشاهده کرد.

متاسفانه در برخی از مناطق دختران به خاطر تبعیض جنسیتی از تحصیل محروم هستند یا زنان اجازه فعالیت های اجتماعی را ندارند

متاسفانه دیده می شود که برخی خانواده‌ها در برخورد با فرزندانشان تفاوت قائل می شوند.

اما برخی افراد به طور کامل از این تبعیض های جنسیتی آگاه نیستند.

تبعیض جنسیتی چیست؟

تبعیض جنسیتی هنگامی اتفاق می‌افتد که نحوه برخورد با افراد تحت تاثیر جنسیت آن ها قرار می‌گیرد.

تبعیض جنسیتی ممکن است در تمام موارد وجود داشته باشد مثلاً عدم حضور زنان در ورزشگاه ها نمونه‌ای از این تبعیض ها است.

ابعاد مختلف تبعیض جنسیتی

تبعیض جنسیتی خود را به شکل های مختلف نشان می دهد و تمام ابعاد زندگی را تحت تاثیر قرار می‌دهد تبعیض جنسیتی می‌تواند شکل آشکار یا پنهان داشته باشد و خود را در تمام جنبه ها خانواده، فرهنگ و قوانین اجتماعی نشان دهد.

تبعیض جنسیتی در سطح خانواده

کودکان در خانواده دارای شخصیت و ویژگی‌های مختلف هستند و برخوردها با نوع انتظارات متفاوت است اما خیلی از مواقع رفتار متفاوت والدین بر اساس جنسیت کودکان است. این موضوع باعث نابرابری های غیر منطقی می شود که بر روی روان کودکان تاثیر می گذارد .زمانی که صحبت از تبعیض می‌شود مسئله آزادی در عمل وگفتار مطرح می شود.

کلیشه های جنسیتی در خانواده

در بسیاری از جوامع بخصوص جوامع سنتی از همان دوران کودکی از دختران انتظار دارند که نقش مادر و خانه داری را بیاموزند. تصور می شود که بازی هایی که دختران به آن ها علاقه دارند بازی با عروسک، اسباب بازی و خانه داری است. از طرفی دیگر بازی هایی که پسران به آن ها تشویق می شوند بازی هایی مثل ماشین بازی، تفنگ بازی و اسباب بازی‌های ابزاری است.

به طور معمول دختران به بازی های آرام و غیر فعال تر که به مراقبت و ارتباط تاکید دارند مثل مامان بازی علاقه دارند. ولی پسران بیشتر به بازی‌های فعال‌ و گروهی مثل دزد و پلیس تشویق می شوند.

این موارد به معنای برتری یک نوع از علایق نیست، کودکان به دلیل تفاوت های زیستی به فعالیت های متفاوتی کشیده می شوند مثلاً دختران به طور غریزی گرایش به مراقبت دارند و پسران به طور تکاملی گرایش به بازی های رقابتی و قدرتی دارند. اما مشکله زمانی ایجاد می‌شود که خانواده‌ها به علاقه و ویژگی‌های کودکانشان توجهی نمی‌کنند و فقط به جنسیتشان توجه دارند و بر آن احساس از کودکان خود انتظار دارند و فقط بخشی از فعالیت‌های آن ها را می پذیرند مثلاً ممکن است دختری علاقه به فوتبال داشته باشد ولی این فعالیت در خانواده آن ها هرگز پذیرفته نشود و والدین تلاش کنند که او را به سمت فعالیتی که فرزندشان به آن علاقه ای ندارد سوق دهند.

تبعیض جنسیتی در سطح خانوادگی، فرهنگی و اجتماعی

انتظارات نابرابر در خانواده

این تفاوت ها در نوع انتظارات و مسئولیت های خانواده خود را نشان می دهد، بسیاری از خانواده ها به خاطر ترس و نگرانی به پسران در تفریح و فعالیت ها آزادی بیشتری می دهند. آن ها ساعت ورود و خروج معینی ندارند و درمورد فعالیت‌ها و روابطشان با دیگران سخت گیری نمی شود. در برخی دیگر از خانواده ها ممکن است انتظارات از فرزندان پسر سنگین بوده اما به صورت ناخودآگاه امکانات رفاهی بیشتری برای دختر وجود داشته باشد. با توجه به باورها و انتظارتی که خانواده ها از پسران خود دارند، بیشتر از دختران خود حمایت عاطفی و هیجانی می کنند.

داشتن احساسات نابرابر نسبت به فرزندان

ممکن است که پدر و مادر قبل از فرزند دار شدن گرایش بیشتری به داشتن فرزند دختر یا پسر داشته باشند. این علاقه باعث می شود که به صورت ناخودآگاه محبت بیشتری به فرزند داشته باشند، همچنین ممکن است به دلیل علاقه بیشتری که به دختر یا پسر خود دارند نسبت به اشتباهات او چشم پوشی کنند و به فرزند دیگر خود سختگیری بیشتری نشان دهد و یا امکانات و خدمات بیشتری برای یکی از فرزندان فراهم کنند.

تبعیض جنسیتی در سطح فرهنگی

فرهنگ تا حد زیادی می‌تواند باعث ایجاد یا تشدید تبعیض جنسیتی شود، در جوامع سنتی تر گرایش به تبعیض جنسیتی بیشتر می شود.

انتظارات نابرابر فرهنگی

در بیشتر فرهنگ ها از دختران انتظار می رود که رفتارهای اجتماعی آرام و منفعلانه داشته باشد. قضاوت های اجتماعی نیز در مورد دختران سختگیرانه تر است مثلاً رفتار پرخاشگرانه از سوی پسران پذیرفتنی تر است اما در بسیاری از فرهنگ‌ها از زنان انتظار می رود در مشاغل سطح پایین قرار بگیرند یا در سایه مشاغل آقایان فعالیت کنند.

در برخی از جوامع مادران شاغل به خاطر نداشتن وقت کافی برای فرزندان و همسر مقصر شناخته شوند.

تبعیض جنسیتی فرهنگی پنهان

تبعیض جنسیتی می‌تواند به صورت پنهانی در اجتماع ایجاد شود، نگاهی که در مورد زنان در جامعه وجود دارد متفاوت با مردان است. در بسیاری از فرهنگ ها انتظار می‌رود که زنان تا سن مشخصی ازدواج کنند اما این انتظارات در مورد مردان کمتر وجود دارد و برچسب های مختلفی در این موارد بر زنان زده می‌شود مثلاً به این زنان ترشیده یا بیوه گفته می شود.

در جوک ها و لطیفه ها زنان و دختران از نظر هوشی پایین تر از مردان در نظر گرفته می شوند. شاید این لطیفه ها در ظاهر بی آزار به نظر برسند اما به صورت ناخودآگاه روی نگاه جامعه، اعتماد به نفس و احساس ارزشمندی دختران تاثیر می گذارد و در آینده می توانند نقش آن ها را در تربیت فرزندان و مادر بودن به خطر بیندازد.

تبعیض جنسیتی در سطح قوانین اجتماعی

قوانین در جوامع مختلف می‌تواند در مورد زنان و مردان به صورت نابرابر باشد. با وجود این، در جوامع پیشرفته با فعالیت افراد خواهان برابری به دنبال اصلاح این قوانین است.

در برخی از جوامع دیگر فرصت‌های کاری، حقوق و مزایا برای مردان بیشتر است .حتی در برخی از مناطق در مورد فعالیت‌های اجتماعی، تحصیلی، رانندگی یا داشتن برخی از شغل ها محدودیت وجود دارد.

منبع : تبعیض جنسیتی در سطح خانوادگی، فرهنگی و اجتماعی

  • kiimiya asadi
  • ۰
  • ۰

 

 

آیا با مراحل شناخت همسر در خواستگاری آشنایی دارید؟ در جلسه خواستگاری و قبل از ازدواج باید به طور درست و منطقی شناخت کافی از طرف مقابل و خانواده او به دست آورید، این مسئله بسیار مهم می باشد زیرا ازدواج باید با شناخت کامل اتفاق بیفتد.

منش، شخصیت خانواده، فرهنگ و ادب، تحصیلات، اقتصاد، اخلاق، دین در زندگی افراد بسیار مهم می باشد و زندگی آن ها را تحت تاثیر قرار می دهد.

مراحل شناخت همسر در خواستگاری

برای شناخت همسر مراحل بسیار مهمی را باید انجام دهید تا شناخت دقیق و درستی از همسر آینده خود به دست آورید، در متن زیر این روش ها و مراحل در نظر گرفته شده است که عبارت هستند از :

تکنیک مشاهده در شناخت همسر

مشاهده با هدف شناخت به معنای یک نوع ارزیابی دقیقی است. برای این کار فرد باید نگاه والدین به زندگی، رفتار اعضای خانواده با یکدیگر، سبک و نوع صحبت کردن آن ها با یکدیگر، نحوه لباس پوشیدن آن ها از لحاظ تمیزی و نظم، نوع و نحوه معاشرت آن ها و...را در نظر بگیرد تا بتواند به درستی تصمیم گیری کند.

تکنیک مصاحبه در شناخت همسر

بر اساس نظر مشاوران در جلسه خواستگاری دختر و پسر باید با یکدیگر به گفت و گو بپردازند و در مورد شناخت ویژگی های طرف مقابل و در مورد هر کدام از ویژگی ها سوالات مناسبی را بپرسد. دقت کنید که سوالات باید به گونه ای باشد که احساسات فرد و سطح آن را نشان ندهد.

پیشنهاد مشاور: سوالات ازدواج | کامل ترین سوالات ازدواج به تفکیک جلسه

در هنگام گفت و گو عواملی مانند تن صدا، نوع کلمات، نوع سوالات و محتوای آن و روش سوال کردن  به شناخت طرفین کمک می کند. این عمل باعث می شود تا به درستی طرف مقابل شناخته شود و احساسات خود را کنترل کنند.

در هنگام مصاحبه باید سوالاتی در مورد شخص، ویژگی ها و علایق شخص و ... پرسیده شود. مثلا درباره هدف و انگیزه ازدواج، ملاک های مهم در انتخاب همسر، برنامه ده یا چند سال آینده، سوالاتی در مورد آداب و رسوم، فرهنگ، روند تحصیل، وضعیت اقتصادی و اجتماعی، رابطه با دوستان و اعضای خانواده و ...پرسیده شود.

برای شناخت بهتر و بیش تر در خارج از جلسه خواستگاری خانواده ممکن است مراحلی را در نظر بگیرد که در زیر به آن ها اشاره شده است. و عبارتند از :

تکنیک تحقیق در شناخت همسر

برای این که در مورد خواستگار به نتایج درستی برسید و انتخاب درستی داشته باشید باید در مورد او تحقیق کنید و نباید نسبت به تحقیق تعلل و غفلت کرد. تحقیق باید به گونه ای باشد که خانواده ها در مورد مواردی که زوجین در مورد آن با یکدیگر صحبت نکرده اند به طور منطقی به شناخت برسند.

تحقیق یکی از مناسب ترین روش ها می باشد که می توان با آن فرد را شناخت، به درستی حرف های او ایمان آورد و حرف های او را تایید کرد.

لزوم مشاوره در شناخت همسر

دختر و پسر باید قبل از ازدواج به مشاور مراجعه کند. مشاور در زمینه های مختلف باید آن ها را راهنمایی کند و  اطلاعات لازم در مورد ازدواج و انتخاب مناسب را برای آن ها فراهم کند. مشاوره گرفتن برای تصمیم گیری مهمی مانند ازدواج انتخاب درستی می باشد.

زوجین باید از مشاوری کمک بگیرند که دارای ویژگی هایی مانند علم، تجربه کافی، راز داری، بی طرفی، خیر خواهی،  ... باشند و مشاوره مفید و مناسبی را برای آن ها انجام نمایند.

آموزش

افراد برای این که ازدواج موفق و انتخاب درستی داشته باشند می توانند در کارگاه های آموزشی در خصوص همسر گزینی شرکت کنند تا بتوانند با استفاده از یک روش مناسب همسر مناسب خود را انتخاب کرده و یک زندگی پویا، پایدار و موفق را تشکیل دهند.

در این کارگاه ها روانشناسان و متخصصان در زمینه ازدواج مسائلی مانند ملاک های انتخاب همسر، آسیب شناسی ازدواج، روش تشخیص ملاک ها، شناخت الگو های خانواده سالم، شروع و ادامه یک زندگی مشترک و ...را مورد بررسی قرار می دهند.

افرادی که در این کارگاه ها شرکت می کنند دید بهتر و منطقی تری نسبت به ازدواج دارند و ازدواج سلام تری را تجربه می کنند و شانس آن ها در تشکیل خانواده محکم و موفق افزایش می یابد.

 

ویژگی های مهم برای شناخت همسر

بر اساس تحقیقاتی که در این زمینه انجام شده است، هر فرد باید ملاک هایی برای ازدواج داشته باشد و قبل از ازدواج باید این ملاک ها مورد توجه و ارزیابی قرار بگیرند .

در ادامه این ملاک ها را مورد بررسی قرار می دهیم که عبارت اند از :

تاثیر سن در انتخاب همسر

بهتر است تفاوت سنی بین زوجین حدود 3 تا 7 سال باشد، اما این به این معنی نیست که حتما باید تفاوت سنی رعایت شود اگر بقیه ملاک ها مورد تایید باشد و شناخت به درستی شکل بگیرید می توان این تفاوت سن را نادیده گرفت.

حتما در مورد این موضوع نیز از مشاور کمک بگیرید و بی دلیل از آن نگذرید.

وضعیت ظاهری

زوجین باید از نظر ظاهری مورد پسند یکدیگر واقع شوند. وضعیت چهره، رنگ پوست، قد و اندام آن ها باید مورد تایید یکدیگر باشد و در این زمینه باید باهم تناسب های لازم را داشته باشند. اگر این ویژگی ها نادیده گرفته شوند و به آن ها توجه لازم نشود، ممکن است در زندگی برای زوجین مشکل ساز شوند.

 

اخلاق چه تاثیری در ازدواج دارد؟

برای داشتن ازدواج موفق اخلاق از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. زیرا اگر فرد از نظر اخلاقی مشکل داشته باشد زندگی کردن با او سخت خواهد بود و نمی توان آن زندگی را تحمل کرد.پیش از ازدواج آرام و متین ، نرم خویی، لجباز و کینه ای نبودن، پر خاشگر نبودن و داشتن صداقت و ایجاد اعتماد در زندگی، خسیس نبودن و ... باید مورد بررسی قرار بگیرد زیرا این خصوصیات برای زندگی بسیار مهم می باشد و باید مورد توجه قرار گیرد.

منبع : مراحل شناخت همسر در خواستگاری

  • kiimiya asadi
  • ۰
  • ۰

چرا پس از ازدواج باز هم به خانواده قبلی خود وابسته ایم؟ چگونه می توانیم وابستگی را کم تر کنیم؟ آیا وابستگی به خانواده بعد از ازدواج مشکلی ایجاد می کند؟ ارتباط با خانواده بعد از ازدواج چگونه باشد؟

در ابتدا باید بدانید که نقص تربیتی والدین نسبت به فرزندان باعث وابستگی بیش از اندازه فرزندان به خانواده شده و در نتیجه آن فرزندان نمی توانند یک زندگی مستقل داشته باشند. 

وقتی فردی با وجود وابستگی شدید به خانواده خود ازدواج می کند، یعنی هنوز آماده ازدواج نیست و در مورد این موضوع منطقی فکر نکرده است.

یکی از نکاتی که قبل از ازدواج باید مورد بررسی قرار گیرد میزان وابستگی فرد به خانواده است. وابستگی بیش از اندازه و بی توجهی بیش از اندازه هر دو به فرد آسیب می رساند، توجه داشته باشید که این وابستگی می تواند مالی، روانی یا عاطفی باشد.

 انواع وابستگی به خانواده

وابستگی به خانواده می تواند دو حالت داشته باشد در حالت اول فرد به خانواده وابسته است و فقط در شرایط و موارد خاص به سراغ خانواده می رود. در حالت دوم خانواده برای فرد با اهمیت ترین چیز است، در این شرایط او دوست دارد همیشه در کنار خانواده خود باشد. 

حالت دوم آسیب بیشتری به زندگی آن ها وارد می‌کند.

در این شرایط، پس از ازدواج فرد از خانواده خود جدا شده و وارد یک زندگی جدید می گردد، اما نمی‌تواند از لحاظ روحی و عاطفی از خانواده جدا شود، از طرفی هم به خانواده خود اجازه می دهد تا در تمام مسائل دخالت کنند.

 

  • وابستگی زن به خانواده بعد از ازدواج

از دلایل وابستگی زنان به والدین خود می توان به تربیت خانوادگی، نداشتن فرصت استقلال، اعتماد به نفس پایین و نارضایتی از همسر اشاره کرد.

حتی دیده شده است که برخی از زنان پس از سال ها نمی توانند از خانواده خود جدا شوند و با بروز کوچکترین مشکلی به خانواده پناه می برند. برخی دیگر از زنان نیز به دلیل نارضایتی از زندگی با همسر ترجیح می دهند بیش تر وقت را با خانواده خود بگذرانند.

  • وابستگی مرد به خانواده پس از ازدواج

وابستگی مردان می تواند بیش تر از زنان آزاردهنده باشد چراکه باعث دخالت دائمی اطرافیان در  زندگی آن ها می شود. مردی که به خانواده خود وابسته باشد نمی تواند ارتباط درستی با همسر خود برقرار کند و دائماً در جنگ و جدال با یکدیگر هستند. 

برخی از مردان آنقدر به خانواده خود وابسته هستند که حتی پس از ازدواج نیز مخارج زندگی را هم از آن ها دریافت می‌کنند.

وابستگی به خانواده بعد از ازدواج

 نشانه های شخصیت وابسته

افرادی که وابسته به دیگران هستند قدرت استدلال و استنباط پایینی دارند و در مورد کوچک ترین کارها از دیگران کمک می‌گیرند. در این شرایط افراد قادر به تصمیم گیری نیستند و دیگران باید برای آن ها برنامه‌ریزی و تصمیم گیری انجام دهند.

علاوه بر این موضوع، این افراد در بسیاری از مسائل مهارت ندارند به جای اینکه خود مسئله را حل کنند از دیگران کمک می‌خواهند.

 فرد وابسته وقتی در مورد یک موضوع با همسرش به توافق می رسد پس از مدتی زیر توافق خود می زند.

 

 سنجش میزان وابستگی به خانواده بعد از ازدواج

سوالات زیر را از خودتان و همسرتان بپرسید. اگر پاسخ شما به اکثر سوالات مثبت باشد شما فردی وابسته هستید:

  • آیا همیشه دیگران باید برای شما تصمیم بگیرند و بدون کمک آن ها نمی توانید تصمیم بگیرید؟
  •  آیا برای کوچک ترین مسئله نیاز به کمک دیگران دارید؟
  •  آیا همیشه با نظر دیگران موافق هستید و از خودتان نظری ندارید؟
  • آیا زمانی که از خانواده خود دور هستید احساس تنهایی می کنید؟
  •  آیا نگران هستید که خانواده ترکتان کنند؟

 

 معایب برقراری رابطه با فرد وابسته به خانواده :

  • تمام مسائل و مشکلات را با خانواده در میان می‌گذارد.
  •  درباره مسائل خصوصی با خانواده خود صحبت می کند .
  • این ویژگی ها در تربیت فرزندان تاثیرگذار است.
  •  شخصیت های وابسته ممکن است به بهانه اینکه خانواده قصد کمک به او را دارند تمام مرزهای خانه را بشکند.

وابستگی به خانواده راهی جز تباهی ندارد زن و مرد باید قبل از ازدواج با مراجعه به مشاور از وابستگی ها شناخت پیدا کنند.

منبع :  چگونه وابستگی همسر به خانواده اش را کم کنیم؟

  • kiimiya asadi
  • ۰
  • ۰

احترام در خانواده | احترام به پدر و مادر و فرزندان را یادبگیریم

یکی از اصول مهم است که سلامت روان خانواده را تضمین می کندو اگر با اجبار همراه نباشد می‌تواند باعث صمیمیت اعضای خانواده شود احترام متقابل والدین و فرزندان به یکدیگر است که باعث شکل‌گیری روابط موثر و سالم می‌شود .

عوامل اثرگذار در احترام در خانواده

اگر در یک خانواده اعضا به یکدیگر احترام بگذارند و با یکدیگر با احترام رفتار کنند نوعی انسجام و وحدت به وجود میاد.

برای اینکه خانواده ها به این اهداف برسند باید نکاتی رعایت کنند:

  • احترام جاده دو طرفه .

احترام گذاشتن یک رفتار شایسته است که  بین افراد اتفاق می‌افتد مثلاً اگر کودک از ابتدا به والدین خود احترام بگذارد ولی والدین با هر بار صحبت کردن او را تحقیر  کنند و به او توهین کنند احترام بین والدین و فرزندان برقرار نمی شود .

برای اینکه فرزندان احترام شما را نگه دارند باید خودتان هم الگویی برای آنها باشید.

  • تاثیرحفظ حریم شخصی در احترام درخانواده.

بی احترامی فقط شامل توهین و تحقیر اعضای خانواده نمی شود گاهی افراد بدون اینکه متوجه شوند به یکدیگر بی احترامی میکنند و به حریم شخصی اعضای خانواده وارد می شوند مثلا اگر شما و سایر اعضای خانواده وسایل شخصی او را وارسی کنید ویا بدون اجازه از آن استفاده کنید باعث می شود که آنها واکنش دفاعی در مقابل شما داشته باشند و باعث درگیری بین شما شود .

  • تاثیر درونی بودن رفتار محترمانه در شکل‌گیری احترام در خانواده .

اگر اعضای خانواده به یکدیگر احترام بگذارند ولی  برای اینکه تنبیه نشوند و یا  برای آن هامنفعتی داشته باشد احترام واقعی نیست .احترام واقعی دارای اهمیت بسیار زیادی است.افراد باید برای رفتار محترمانه خودشان ارزش قائل باشند و تحت تاثیر انگیزه های محیطی قرار نگیرند و این ارزش ها و احترام ها را در خودشان درونی کنند .

لزوم احترام در خانواده .

رفتار محترمانه با هر یک از اعضا تاثیرات زیادی روی سلامت روان میگذارد دعوا و درگیری ها روی شخصیت افراد تاثیر منفی می گذارد و فرد را دچار آسیب های اجتماعی می کند.

 نمونه ای از تاثیرات احترام در کانون خانواده:

  1. تاثیر رفتار محترمانه والدین در رابطه با فرزندان

خانواده ای را در نظر بگیرید که از دوران کودکی برای فرزندشان یک شخصیت مستقل قائل هستند و رفتاری خلاف اخلاق انجام نمی دهند این رفتار آنها باعث می شود که به صورت غیر مستقیم روی زندگی فرزندشان تاثیر بگذارند و به آنها آموزش دهند که به همه افراد در هر جایگاه و موقعیتی که هستند احترام بگذارند. والدین برای فرزندانشان مرجع قدرت و جایگاه هستند برای همین نوع رفتار آنها تاثیر بسیار زیادی در تربیت فرزندان شان می گذارد و فرزندان آنها والدینشان را الگوی خودشان قرار می دهندو در بازی‌هایشان و روابطشان با خواهر یا برادرشان آنها را اجرا می‌کنند.

  1. تاثیر رفتار محترمانه والدین با یکدیگر .

از آنجایی که مادر مراقبت اصلی کودکان است بی احترامی به او از طرف پدر خانواده باعث نگرانی‌ کودکان می شود و در آینده نسبت به تهدیدها آسیب پذیر خواهند بود.

احترام به مادر | احترام به والدین از دیدگاه روانشناسی

 چرا باید به مادر خود احترام بگذاریم ؟

احترام احساس و رفتاری است که افراد متناسب با شایستگی دیگران انجام می دهند مادر به خاطر اینکه از اولین ثانیه ها کنار فرزند بوده است و برای شما زحمت بسیار زیادی کشیده باید احترام بسیار زیادی به او گذاشت .

باید به این نکته توجه داشته باشید که همه مادران در هر ثانیه و در هر شرایطی نیازمند احترام هستند.

چرا احترام گذاشتن ارزشمند است؟

احترام عکس و عملی است که فرد احترام گذارنده آن را شایسته و سزاوار احترام می داند و باعث می شود که به فرد احساس خوبی دست بدهد.

معمولاً عواملی مثل تحصیلات ، جایگاه اجتماعی ،شخصیت سزاوار احترام است . در بعضی از فرهنگ ها هرچه سن افرادبیشتر میشود احترام به آنها بیشتر می شود .

بیشترین نمود این موضوع نسبت به پدر و مادر به عنوان سرپرست افراد است که این احترام به خاطر زحمتی است که آنها در طول زندگی برای فرزندانشان می کشند .

به طور کلی احترام یک رابطه متقابل است فردی که به دیگران احترام نمی گذارد نباید انتظار داشته باشد که به او احترام بگذارند .

چرا باید به مادر احترام گذاشت ؟

رابطه ای که بین مادر و دیگران و فرزند وجود دارد یک رابطه عمیق است که هر فردی آن را تجربه می کند مادر منبع محبت است.

ضرورت احترام به پدر و مادر

مادر و هویت

فرزند هویت خود رااز مادر می گیرد آن ها  از مادرشان الگو برداری میکنند.

تصویری که از مادر خودتان در ذهنتان دارید هویت شما را مشخص می کند اگر تصویری نامحترمانه  داشته باشید تاثیرات منفی روی هویت و شخصیت شما خواهد گذاشت  زنان هویتشان را از مادر خود می‌گیرند .


 

روابط عاطفی در بزرگسالی

اگر با مادر خودتان مشکل داشته باشید این مسئله باعث می‌شود که در آینده شما به مشکل بخورید رفتارشماروی فرزند و همسرتان تاثیر می گذارد.

 دلبستگی مادر فرزند

از همان ثانیه‌های اول زندگی نوزاد، وابستگی و دلبستگی بین مادر و فرزند ایجاد میشود  و هم مادر و هم فرزند به هم وابسته می شود.

بی احترامی کردن به مادر به این دلبستگی و وابستگی آسیب می رساند.

دلبستگی در طول چند سال شکل می‌گیرد و آسیب به این دلبستگی  سال ها سلامت روح و روان  مادر و فرزند را به خطر می‌اندازد.

 قدردانی از زحمات مادر

هر مادری در زندگی برای بزرگ کردن فرزند خود تلاشهای بسیار زیادی می کند  و رنج و سختی زیادی را تحمل می‌کند شب بیداری های زیادی را تحمل کند برای همین سزاوار احترام گذاشتن است .

چگونه به مادر خود احترام بگذاریم؟ چه رفتارهایی باعث بی احترامی به او می شود ؟

به خاطر زحمت هایی که برای شما کشیده است از او تشکر کنید حتی اگر از او ناراضی هستید سعی کنید شرایط را درک کنید و از او بخواهید که شرایطی که باعث شده شما از او ناراضی شوید را برای شما توضیح دهد.

قبل از اینکه خواسته های خودتان را بیان کنید بدانید که خانواده تان از پس این خواسته های شما بر می آید.

مادر خودتان را به اسم صدا نکنید با لحنی مودبانه با او صحبت کنید.

آیا باید به مادر بد هم احترام گذاشت؟

شاید اگر بگوییم که هیچ مادر بدی در جامعه وجود ندارد درست نگفته باشیم .شاید مادر شما، شما را در کودکی بسیار آزرده باشد و مانع پیشرفت شما شده باشد اما باید بدانید که چرااو اینکار را کرده است و چه مقدار تقصیر جامعه و خانواده ای است  که مادرتان را تربیت کرده است.

قبل از اینکه از مادرتان بد بگویید فرهنگ و جامعه ای ک او را تربیت کرده است را در نظر بگیرید و سعی کنید کسری هایی که مادرتان برای شما گذاشته را برای فرزندتان جبران کنید.

احترام در خانواده

 احترام به مادر

اگربه مادر خود احترام نگذارید تمام زحماتی که برای شما کشیده است را زیر پا گذاشته اید.همچنین هویت اصلی خودتان را به عنوان فرزند زیر پا گذاشته اید.

باید به پدر خانواده احترام بگذاریم؟

احترام گذاشتن به پدر یکی از جمله مسئولیت هایی است که فرزندان باید آن را انجام دهند و از همان دوران کودکی احترام گذاشتن به او آموزش داده می شود.

برخی از افرادی که به پدران خود بی احترامی میکند وقتی  از آنها می‌پرسیم می‌گویند آنها محق بی احترامی هستند  ولی از درون ناراحت هستند و ناراحتی پدرها آن ها را هم ناراحت می کند.

 احترام به پدر از گذشته تا به امروز

در هر خانواده احترام معنای متفاوتی داشته است مثلاً در گذشته مردسالاری حاکم بوده و همه تصمیمات بر عهده پدر خانواده بوده است و هیچ کس حق سرپیچی از آن را نداشته است و هر سرپیچی بی احترامی به پدر بوده است.

اما امروزه بین پدران و فرزندان رابطه بهتری وجود دارد و با هم بیشتر به گفتگو می پردازند دروغگویی، خارج شدن از مسیر ،نداشتن اخلاق  بی احترامی محسوب می شود.

 چرا باید به پدر احترام گذاشت؟ احترام به والدین از دیدگاه روانشناسی

پدر خانه  مسئولیت‌های مختلفی را دارد که شاید نتواند در همه ساعات شبانه روز در اختیار فرزندانش باشد اما باز هم نمی توان او را مورد بی احترامی قرار داد زیرا فرزندان به خاطر اینکه بیشترین زمان را با مادر خود می‌گذرانند مادر را منبع آرامش و پدر را منبع ب قدرت می‌دانند.

پدر و مادر شما همانند دیگر انسان ها ممکن است که صفات منفی داشته باشند ولی این دلیل اهانت و بی‌ احترامی شما نیست اگر پدر و مادر شما دچار اشتباهاتی می‌شوند باید احترام آنها را نگه دارید و به دنبال راه‌حل باشید احساسات خود را کنترل کنید در واقع شما باید  ریشه ای مشکلات را حل کنید.

برای شناخت علل این مسئلع توجه به نکات زیر لازم است:

  1. تربیت ناصحیح والدین

شاید پدر شما با شیوه‌ها و روش‌های کار آمد تربیتی آشنایی نداشته باشد و یا وقت آموزش ها را نداشته باشد پس شما باید در آرامش کامل ونهایت احترام اورا درک کنید و برای او توضیح دهید.

  1. همکار و دوستان بد

معمولاپدران در خانه دچار مشکلات و اختلافاتی هستند که این مشکلات باعث می‌شود که آنها به سمت دوستان و اطرافیان خود بروند که رفتار آنها را تایید کند اما کار شما این است که علت این مشکلات در خانه را پیدا کنید و آنها را برطرف کنید و در جمع خانوادگی و دوستانه از پدر خود تعریف کنید و او را حامی و پشتیبان خود بخوانید.

  1. نقش مشکلات اقتصادی و فشار گرانی در شکل‌گیری احترام به پدر

بسیاری از پدران مشکلات خود را در درون خود می ریزند و آنها را برای کسی تعریف نمی‌کنند این خودخوری روی خلق و خوی آنها تاثیر می گذارد شما باید رابطه خود را با پدر آنقدر عمیق  کنید که او برای شما تعریف کند و  این اطمینان را بدهید که هر کمکی از دستتان برآید برای او انجام می دهید.

  1. مشکلات روحی و روانی

مشکلات جسمی از همان آغاز خود را نشان می دهد  و توجه اطرافیان را به خود جلب می کند در صورتی که مشکلات روحی و روانی پنهان است و حتی ممکن است سال‌ها بعد خود را نشان دهد مشکلات بسیار زیادی هستند که می‌توانند در روابط شما با پدرتان اختلال ایجاد کند که گاهی خود به تنهایی نمی توانید آنها را برطرف کنید بنابراین نیاز به کمک یک مشاور و متخصص دارید  .

 

منبع : احترام در خانواده را یاد بگیریم

  • kiimiya asadi
  • ۰
  • ۰

روش های درمان افسردگی پس از طلاق و جدایی توضیح داده شده است. تنظیم زندگی پس از طلاق ممکن است چند هفته یا حتی سال ها طول بکشد. در طی این مدت، افراد احساسات متفاوتی را تجربه می کنند، همچنین ممکن است در خطر ابتلا به برخی از اختلالات، از جمله اختلال استرس پس از سانحه و افسردگی قرار بگیرند.

به خاطر داشته باشید که افسردگی ناشی از حوادث آسیب زا مانند طلاق با افسردگی بالینی متفاوت می باشد. در بعضی از افراد، افسردگی پس از طلاق می تواند با رفتارهای دیگری مانند موارد زیر بروز پیدا کند:

  • نادیده گرفتن مسئولیت ها
  • اجتناب از ملاقات با خانواده و دوستان
  • عملکرد ضعیف در محل کار به دلیل عدم تمرکز
  • دعوا یا پرخاشگری

طلاق ممکن است برنامه های شخص را به هم بریزد، به شکل که فرد دیگر نمی داند به چه امیدی باید زندگی کند و برای چه چیزی باید تلاش کند.

طلاق ارزش شخصی و هویت فرد را به چالش می کشد و روابط با دیگران را تغییر می دهد، پس از طلاق فرد بسیاری از دوستان خود را از دست می دهد و به همین دلیل گوشه گیر می شود.

 

علائم افسردگی پس از جدایی

افسردگی معمولا با غم و اندوه شناخته می شود اما علائم جسمانی و روانی بسیاری دارد که شامل موارد زیر می باشد، به خاطر داشته باشید که برای ابتلا به افسردگی حتما پنج مورد از موارد زیر را باید تجربه کنید:

  • از دست دادن اشتها
  • از دست دادن علاقه به فعالیت هایی که قبلاً از آن ها لذت می بردید
  • مشکل پرخواب یا بی خوابی
  • تحریک پذیری
  • خستگی
  • گریه های مداوم و بی دلیل
  • مشکل در تمرکز
  • احساس ناامیدی و بدبینی
  • فکر به خودکشی یا اقدام به آن

نکته حائز اهمیت در اینجا این است که زنان و مردان به طور متفاوتی افسردگی را تجربه می کنند.

افسردگی در زنانغالباً با غم، بی ارزشی و احساس گناه همراه است، این درحالی است که علائم افسردگی در مردان شامل تحریک پذیری، کم خوابی، استفاده از مواد مخدر و پرخاشگری است. به طور کلی، زنان بیشتر احتمال دارد افسردگی بعد از شکست عشقی را تجربه کنند.

افسردگی پس از طلاق و جدایی

اختلاف در طلاق

اختلاف در مورد طلاق و بحث بر سر آن سلامت روحی و جسمانی زوجین را تحت تاثیر قرار می دهد. سطح بالای استرس و اضطراب قطعاً منجر به اختلالات روانی می شود و زندگی و عملکرد روزانه افراد را تحت تأثیر قرار دهد.

علاوه بر این، اختلاف بر سر طلاق و درگیری های آن به روحیه کودکان نیز صدمات جبران نشدنی وارد می کند بنابراین بهتر است در این شرایط از مشاور طلاق کمک بگیرید تا به شما کمک کند بهترین تصمیم را اتخاذ کنید.

 

مراحل روحی پس از طلاق

بیش تر افراد پس از طلاق این 5 مرحله روحی را تجربه می کنند. در ادامه به اختصار به توضیح این موارد پرداخته شده است.

به خاطر داشته باشید که طی کردن تمام این مراحل برای رسیدن به آخرین گام ضروری می باشد:

مرحله 1: انکار و انزوا

در ابتدای برخورد با شوک طلاق افراد ممکن است همه چیز را انکار کنند یا سعی کنند که واقعیت را در ذهن خود تغییر دهند. این مرحله بسیار عادی است اما فرد باید برای رسیدن به آخرین مرحله از آن عبور کند.

مرحله2:خشم

در برهه ای از زمان فرد متوجه می شود که دیگر نمی تواند به انکار ادامه دهد و زندگی او، آرزوهای او و تمام تلاش او در زندگی به هدر رفته است. در این حالت فرد درگیر خشم شدیدی می شود.

این عصبانیت و خشم در صورت کنترل نشدن می تواند به دیگران یا به خود شما آسیب بزند بنابراین اگر نمی توانید آن را مدیریت کنید یا به مرحله بعدی برسید باید به روانشناس مراجعه کنید.

مرحله3: گول زدن

در این حالت فرد سعی می کند خودش یا دیگری را گول بزند به طور مثال او می گوید که دیگر به همسرش گیر نمی دهد، تلفن او را چک نمی کند، با او دعوا نمی کند یا هر چیز دیگری.

در بیش تر موارد این وعده ها کاملا پوچ و بی اساس هستند و تضمین کننده زندگی موفق نمی باشند.

 

مرحله4: افسردگی

این مرحله همان طور که گفته شد مانند عزاداری برای مرده است، در این حالت افراد احساسات متفاوتی را تجربه می کنند که ممکن است در کنترل کردن آن ناتوان باشند. بنابراین بهتر است که در همان ابتدا و پیش از شدید شدن افسردگی به روانشناس مراجعه کنند.

افسردگی پس از قطع رابطه هم شامل زنان و هم مردان می شود، بنابراین بهتر است که افراد حداقل تا یک سال پس از طلاق حالات و احساسات خود را ارزیابی کنند و در صورتی که این احساسات زندگی شخصی آن ها را تحت تاثیر قرار می دهد به مشاور مراجعه کنند.

مرحله5: پذیرش

در آخرین مرحله فرد می پذیرد که رابطه او به طلاق کشیده شده است و می داند که تصمیم درستی گرفته و با خودش به صلح می رسد. رسیدن به پذیرش سخت است اما آرامشی که فرد پس از آن پیدا می کند او را وارد مرحله جدیدی از زندگی می کند.

اشتباهات بعد از جدایی

اشتباهات و خطاهای زیر پس از طلاق باعث ایجاد اختلال در مراحل گفته شده می شود و پذیرش طلاق را برای شما دشوار تر می سازد. این مشکلات حتی باعث ایجاد مشکلات روحی و روانی نیز می گردند:

استفاده از مراحل طلاق برای انتقام از همسرتان

وقتی کسی به ما آسیب می رساند، تقریباً هرکاری می کنیم تا ما نیز به او آسیب بزنیم. در طلاق نیز فرد آسیب دیده برای جبران احساست لطمه خورده خود ممکن است از همکاری و ادامه مذاکرات خودداری کنیم. اما آیا این کار به او کمک می کند؟

عصبانیت و کینه گذشته را حفظ نکنید زیرا این کار تنها به شما آسیب می زند. سعی کنید که نگاه شما به آینده باشد نه به گذشته. اگر در هضم اتفاقات گذشته مشکل دارید بهتر است که از مشاور و روانشناس کمک بگیرید.

دخالت دیگران

افراد پیرامون شما شاید قصد خوبی داشته باشد اما ممکن است شما را به اشتباه بکشانند یا از آب گل آلود ماهی بگیرند، اگر نیاز به راهنمایی دارید می توانید از مشاور حقوقی یا روانشناس کمک بگیرید، اما لازم نیست به حرف دیگران گوش دهید و به آن ها اجازه دهید برای زندگی شما تصمیم بگیرند.

منبع : افسردگی پس از طلاق و جدایی را درمان کنیم

  • kiimiya asadi
  • ۰
  • ۰

دعوا بخشی از ارتباط است. این به این علت است که دو فرد کاملا یکسان نیستند، شما دیدگاه یکسانی نسبت به جهان نخواهید داشت. به همین دلیل است که ما زوج های متفاوت زیادی میبینیم و بر همین اساس هم تکنیک های مشاوره ازدواج متفاوتی وجود دارند.

مشاوره زوج ها، در صورتی که دعوای بین زوجین به یک تهدید جدی برای رابطه تبدیل می شود، ابزار مهمی است. وجود دعواهای گهگاه احتمالا در رابطه بلامانع است اما اگر این دعوا کم کم به کل زمان رابطه تسری پیدا می کنند، این منبعی از استرس و ناخوشایندی خواهد بود.

اینکه در رابطه همیشه از دعوا پرهیز شود ، تقریبا غیر ممکن است چرا که دو فرد دقیقا مثل هم نیستند، بنابراین یادگیری این که چگونه با این دعواها باید مواجهه کرد، بخش جدایی ناپذیر از یک رابطه سالم است.

ارتباطات عملکردی منجر به درک بهتری بین شما و فرد مقابلتان است و ادراک این نکته ی کلیدی برای رابطه و پیوند موفق لازم است. معرفی گونه های مختلف از مشاوره و درمان به شما کمک می کند تا بدانید کدام نوع از مشاوره ازدواج برای شما بهتر است.

۱٫ روش گاتمن

روش مشاوره زوجین گاتمن سابقه ای بیش از سه دهه پژوهش و تمرین در مجموعه های کلینیکی با بیش از ۳ هزار زوج مورد بررسی دارد. روش گاتمن از تکنیک های مشاوره زوجین برای افزایش احساس، نزدیکی و احترام استفاده می کند. این تکنیک ها به شما کمک می کنند تا زمانی که حس می کنید در یک تگنا قرار گرفته اید، دعوا و مشاجره را حل کنید.

شما و فرد مقابلتان یاد می گیرید تا همدیگر را درک کرده و بفهمید و در مورد مسائل و مشکلات با آرامش به بحث بپردازید. روش گاتمن در مشاوره زوج ها، نشان می دهد که چگونه نقشه های عشق را بسازید که به شما کمک می کند تا با به نقشه درآوردن نگرانی ها، استرس ها، تفریحات، امیدها و تاریخچه ی او، در مورد دنیای روانشناختی فرد مقابلتان یاد بگیرید.

علاقه و تحسین با توصیف احترام و تقدیر از همدیگر تقویت می شود. این روشی از مشاوره زوجین است که به شما اجازه می دهد تا نیازهای خود را بیان کنید و بر مدیریت دعوا بیش از حل دعوا تاکید دارد. شما و فرد مقابلتان یاد می گیرید که صادقانه در مورد انگیزه ها و اعتقاداتتان صحبت کنبد.

صداقت و تعهد در یک رابطه بلند مدت و مادام العمر در این شیوه تقویت می شوند.

 

۲٫ روایت درمانی

یکی از تکنیک های مشاوره زوجین، روایت درمانی است، که به دنبال جدا کردن مساله از فرد با استخراج مسائل مد نظر است.

درمانگر از شما خواهد خواست که مسائل و مشکلات خود را بصورت روایی تعریف کنید و سپس به شما کمک خواهد کرد که بخش های منفی از داستان را بازنویسی کنید.

با مشخص شدن مساله ای که خود فرد تشخیص نمی دهد اما چیزی است که فرد با آن درگیر می باشد، شما دید جدیدی به موقعیت خود خواهید داشت. روایت درمانی به شما کمک می کند تا به مساله از زوایای مختلف نگاه کنید:

زاویه فرهنگی،

سیاسی و اجتماعی.

با بیان مسائل منفی در یک شیوه روایی،

شما در داستان زندگی خود نقش پویایی خواهید داشت.

این پویایی قابلیت تغییر داستان را دارد. روایت درمانی به شما کمک می کند تا گذشته را کشف کرده و بخش های منفی را روشن سازید در حالی که اگر این رخ نمیداد مخفی باقی می ماندند. با کشف مفاهیم و رفتارها، شما به بینشی از حقایق دست خواهید یافت که شما و فرد مقابلتان را دچار مشکل می کرده اند.

بدین ترتیب، روش های جدیدی برای برخورد با مشکلاتتان بخصوص با بازنویسی روایت رابطه تان، پیدا خواهید کرد.

 
 

۳٫ درمان زوجین با محوریت درمان عاطفی | مشاوره ازدواج آنلاین

درمان عاطفی در زوج درمانی، برای اولین بار توسط دکتر سوزان جانسون مطرح شد.

این نوع از مشاوره ازدواج برای اولین بار برای زوج ها بکار رفت اما بعدها ثابت شد که برای مشاوره خانواده نیز مفید می باشد. روش دکتر جانسون در سراسر دنیا در بیمارستان ها، کلینیک ها، مراکز خصوصی و مراکز آموزشی بکار می رود.

هرچند درمان با محوریت عاطفه در اغلب موارد مفید است، با این حال، اگر افسردگی مشکوک ناشی از ناآرامی های مربوط به رابطه باشد، باید به ویژه این درمان را مدنظر قرار داد. معمولا به عنوان یک رویکرد کوتاه مدت، درمان با محوریت عاطفه سه هدف عمده دارد:

شناخت پاسخ های احساسی مهم را تقویت کرده و گسترش می دهد.

به دنبال تضمین یک پیوند محکم بین شما و فرد مقابلتان است. درمان در طول تعاملات موقعیت هرشریک جنسی را تغییر می دهد و تعاملات مفید و جدیدی را در مشارکت شما ایجاد میکند.

اثبات شده که در درمان با محوریت عاطفی، در بیش از ۷۰ تا ۷۵ درصد موارد، روابط از وضعیت مساله دار به وضعیت بازیابی رسیده اند.

۴٫ روانشناسی مثبت اندیشی در مشاوره ازدواج

روانشناسی مثبت بر احساسات، مهارت های فردی و توانایی های سازنده تاکید دارد تا این مفهوم را تقویت کند که شادی ناشی از عوامل مختلف مغزی و احساسی است.

روانشناسی مثبت به شما کمک می کند تا لحظات شاد را به محض اینکه رخ می دهند تشخیص دهید نه زمانی که آن لحظات گذشته اند و دید پس نگرانه دارید.

طی این نوع از درمان، شما یاد می گیرید تا بر احساسات مثبت متمرکز شوید و در لحظه و حال حاضر زندگی کنید. بسیاری از زوج ها روانشناسی مثبت را مفرح و رهایی بخش می بینند.

متخصصان معتقدند ادراک شادی را از حادثه ای به حادثه دیگر دیکته می کند. برخی از افراد احساسات خود را حین بروز تشخیص نمی دهند اما بعد از گذشت زمانی از آن حادثه که منجر به بروز احساس شده است، آن را به وضوح تشخیص می دهند.

در این تکنیک از هشدارها استفاده می شود. درمانگر به مراجعان هشدار می دهد تا به آنها یادآوری کند که تجاربی را که در حال حاضر دارند رکورد کنند. این تمرین به شما یاد می دهد تا از لحظاتی که به تجربه در می آیند، لذت ببرید.

منبع : مشاوره ازدواج

  • kiimiya asadi